داستان طنز انگليسي فارسي

مادر و دختر

با سلام خدمت دوستاي گلم يك متني و پايين نوشتم هر كسي تونست اين متن و به طور صحيح ترجمه كنه يك كارت اينترنت 10 ساعته (مخصوص بچه هاي لاري) برنده مي شه لطفا پيغام خصوصي بديد.


http://mehrdadjamshidi.com/en/gallery/efiles/images/08.jpg


One summer day, when tourists were lining up to enter a stately house, an old gentleman whispered to the person behind him, “Take a look at the little fellow in front of me with the poodle cut and the blue jeans. Is it a boy or a girl!?” “It’s a girl,” came the angry answer. “I ought to know. She’s my daughter.” “Forgive me, sir!” apologized the old fellow. “I never dreamed you were her father.” “I’m not,” said the parent with blue jeans. “I’m her mother!”


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حامد در ۲۱ فروردين ۱۳۸۹ و ساعت ۱۰:۲۹:۱۰ آرشيو نظرات (9)
تولد تولد تولدم مبارك!!
امروز 1/14 تولدمه

http://i1.tinypic.com/wvxtmf.jpg

http://i12.tinypic.com/4y5nziq.gif

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حامد در ۱۵ فروردين ۱۳۸۹ و ساعت ۰۱:۲۲:۵۰ آرشيو نظرات (3)
عيد نوروز چگونه شكل گرفت؟
عيد نوروز در كنار كوروش بزرگ

انسان‏، از نخستين ادوار زندگي اجتماعي، متوجه بازگشت و تكرار برخي از رويدادهاي طبيعي، يعني تكرار فصول شد. نياز به محاسبه در دوران كشاورزي ، يعني نياز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را به وجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغيير آن آسانتر ديده مي شد صورت گرفت. و بالاخره در نتيجه نارسايي ها و ناهماهنگي هايي كه تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال در نزد ايرانيان از زماني نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم شده و همان طور كه ابوريحان بيروني در آثارالباقيه آورده است آغاز سال ايراني از زمان خلقت انسان ( يعني ابتداي هزاره هفتم از تاريخ عالم) روز هرمز از ماه فروردين بود، وقتي كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربيعي ، و طالع سرطان بود.
.
.
.

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حامد در ۲ فروردين ۱۳۸۹ و ساعت ۰۶:۳۹:۰۰ آرشيو نظرات (7)
عيد بر همه مبارك
اميدوارم سال خوبي داشته باشين همراه با خوشي و عشق و حال فراوون ''happy Nowrooz''

 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حامد در ۲۹ اسفند ۱۳۸۸ و ساعت ۱۰:۲۴:۱۴ آرشيو نظرات (3)
درباره ي اختتاميه ي جوانه هاي انتظار
سلام مي كنم به همه ي بازديد كننده هاي عزيز و دوستاي خوبم كه سر زدن نمايشگاه ما و ما رو خوشحال كردن امروز عصر اختتاميه هستش و قرعه كشي ميشه كه با جوايز مختلف از جمله كارت اينترنت ازتون پذيرايي ميشه.بعضي ها ميگفتن كه جوايز كارت اينترنت نيست بايد بگم كه چرا قطعا هستش چون من امروز با دستاي خودم از شركت متقارن كارت ها رو برداشتم پس حتما امروز بياين.چيزه ديگه اي كه هست من تو غرفه ي كامپيوتر به كسايي آموزش وبلاگ نويسي دادم به صورت power point اگه مشكلي پيدا كردين و يا سوالي داشتين نظر خصوصي يا off بزاريد من حتما جوابتون رو مي دم فعلا bye bye

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حامد در ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ و ساعت ۱۱:۳۱:۳۲ آرشيو نظرات (7)
سوال دختر كوچولو The little girl"s question (با ترجمه انگليسي) ( جالب طنز)
سوال دختر كوچولو   The little girl"s question  

 http://www.stroke.org.uk/images/hi_res/1576_question-mark.jpg

دختر كوچولويي از پدرش سوال كرد"چطور نژاد انسانها بوجود آمد؟"

پدر جواب داد"خدا آدم و حوا را خلق كرد, آنها بچه آوردند سپس همه نوع بشر بوجود آمدند"

 دو روز  بعد دختره همون سوال را از مادرش پرسيد .

مادر جواب داد "سالها پيش ميمونها وجود داشتنداز اونها  هم  نژاد انسانها بوجود اومد."

دختر گيج شده به طرف پدرش برگشت و پرسيد"پدر چطور اين ممكنه كه شما به من گفتين نژاد انسانها را خدا خلق كرده است و مامان گفت آنها تكامل يافته از ميمونها هستند؟"

پدر جواب داد " خوب عزيزم خيلي ساده است .من در مورد فاميلهاي خودم گفته ام و مادرت در مورد فاميلهاي خودش!!"

 


A little girl asked her father
"How did the human race appear?"

The Father answered "God made Adam and Eve; they had children; and so all mankind was made"

Two days later the girl asked her mother the same question.

The mother answered
"Many years ago there were monkeys from which the human race evolved."

The confused girl went back to her father and said " Daddy, how is it possible that you told me human race was created God and Mommy said they developed from monkeys?"

The father answered "Well, Dear, it is very simple. I told you about my side of the family and your mother told you about her."


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط حامد در ۹ اسفند ۱۳۸۸ و ساعت ۰۵:۳۱:۵۴ آرشيو نظرات (5)