زياد نمي تونم از جزيئات بگم چون فردا 2 تا امتحان دارم ولي دفعه ي بعد
كاملترش ميكنم.
امروز محتاجي فرماندار لارستان اومد مدرسمون كه مشكلاتمون رو ببينه و درد و
دلاي بچه ها رو گوش كنه كه اين جلسه حدودا 2 ساعت طول كشيد.
اعتراظات بچه ها بيشتر پيرامون امكانات مدرسه بود كه واقعا در سطح پاييني قرار
داره اما محتاجي زير بار نميرفت و ميگفت بچه هاي سال هاي قبل با اين امكانات رفتن
دانشگاه شما هم با اين امكانات بايد بريد دانشگاه امكاناتي كه در مقابل مدارسي چون
نمونه دولتي حتي صفر هم حساب نميشه آيا امكانات به اين 4تا كامپوتر ش***تنيه كه
اكثر اوقات درش پلمه و بچه ها نمي تونن استفاده كنن.
حتي شهريه هم خيلي بيشتر از مدارس دولتي مگيرن كه بعضي ها نميتونن از عهده ي
اون بر بيان البته اين به خاطر مدرسه نيست بخاطر كمك نكردن پايگاههاي دولتي مثل
فرمانداريه كه پول خيرين كه بيش از 3ميليارد تومان جمع شده هيچ كمكي به بهترين
مدرسه ي لارستان نشده است.
يكي از بچه ها حرف خوبي زد به جاي اينكه همه ي ستون هاي فرمانداري پر از پوستر
هاي گروون قيمت باشه يك پولي به بچه هاي ما بدن كه حداقل بتونن نشريه بزنن نه مثل
گداها برن از بقيه پول بگيرن اونم مدرسه اي مثل تيزهوشان اميدوارم كه اين حرفا در
محتاجي اثر بكنه ونتيجه بخش باشه.
در مورد جوانه هاي انتظار و سرويس و موتور هم بحث شد كه بعد براتوون ميگم...
نوشته شده توسط حامد
| ۱۰ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۳۲:۲۰
| آرشيو نظرات (14)
آره
درسته امروز پدافند غير عامل تو مدرسه ي ما (شهيد بهشتي لار) اجرا شد كه از
جك جكتر بوود ...
خنده
دار ترين قسمت چيزي بود كه روي پارچه نوشته بودند :" آمريكا اگه لاتي واسه
ما شكلاتي" اما كاش واقعآ پدافند بوود اگه آمريكا از اينا بترسه كه ديگه
بهش نمي گن آمريكا خلاصه از جزئيات براتون بگم چند جا رو (تاير) برادران بسيجي با بنزين
آتيش زدند كه مثلآ آمريكا حمله كرده بعدشم آتيش نشاني اومد تو و يك چرخي خورد و آب
باز كرد و رفت بيروون تازه آمبولانس هم اومد و فيلم بازي كرد اوه يادم رفت
يك چادري توي حياط مدرسه زده بودن كه آدم هاي موج گرفته رفته بودن توش و جيغ
دخترونه ميزدن بعد يكي مثلآ مستوم گفتن از رو بام مدرسه مي يارنش پايين بعد ديديم
يك آدم سالم بند بسته مثل كوهنوردا و داره راهي به پايين ميشه حالا ما فكر كرديم
كه اين مي ياد پايين و بعد مستوم مي يارتش پايين ديديم نه خودش و مستوم فرض
كرده(خوب آدم تير خورده مي تونه با بند بياد پايين) آخر كار هم پذيرايي شديم و
تشريفمونم و برديم خوونه.ع***اشو هم بعدآ براتون ميارم حسابي بخندين!
نوشته شده توسط حامد
| ۵ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۵:۰۴:۳۰
| آرشيو نظرات (7)

نوشته شده توسط حامد
| ۴ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۰:۰۶
| آرشيو نظرات (5)

نوشته شده توسط حامد
| ۱۵ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۲۵:۲۸
| آرشيو نظرات (11)
امروز توي مدرسه جشن امام رضا برگزار شد كه بازم مثل حوادث اخير غير منتظره
بوود اول كه با قرآن و مقاله خوني شروع شد بعدش اعضاي شوراي مدرسه تعهد نامه كه
خيلي مسخره بود خوندن و به قول خودشون پيمان بستند كه به مدرسه خدمت كنند اما
بهترين قسمت يعني تآتر آقاي اسروش بود كه خودش معاون شوراست يه جورايي اين تآتر
دهن مدرسرو سرويس كرد يك تآتر فوق العاده خنده دار كه اعترازشون رو به صورت طنز
بيان مي كردند اين تآتر در بر دارنده ي چند مطلب اصلي بود:1.چرا از آوردن ساندويچ جلوگيري ميشود حتي
نمي زارن كه بچه ها از خونه بيارن در حالي كه جايگزين آن چيزي نيست البته هست
(بتونور و آبميوه)واقعا از فحش بدتره.2.چرا از آوردن موبايل به مدرسه جلوگيري شده
در حالي كه خود معلم ها سر كلاس با موبايل صحبت مي كنند3.جاي مناسب(پاركينگ)براي
موتورهاي بچه ها واقعا چند دفعه بايد موتورهاي بچه ها رو بدزدن4. كار زشتي كه
تمومي نداره جاسوس(همون مخبر خودمون)
اما برنامه ي بعدي مسابقه اي بود به اين ترتيب كه داخل كاسه اي سكه گذاشته بودن و آرد داخل كاسه ريخته بودن و بچه ها بايد اونقدر فوت كنن كه به سكه برسن.ع*** يكي از بچه ها هم زير زدم كه بخنديد:

اما افراد شورا:
قاي اسروش و
علي عادل و فرزان درنديس و محمد روانشيد و حسين دانشمند و زارعي وعلي اكبر
زائر و...
نوشته شده توسط حامد
| ۸ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۳:۲۱:۲۰
| آرشيو نظرات (8)
شوراي دانش آموزي بحث داغ مدرسه ي ما( شهيد بهشتي لار)
امروز بعضي از كانديدا جهت مناظره با يكديگر دور هم جمع شدن و صحبت هايي مطرح شد كه تا حالا توي مدرسه سابقه نداشت فكر كنم جو انتخابات به مدرسه هم سرايت كرده كه اين مي تونه هم خوب باشه هم بد باشه . چيزي كه تعجب آور بود دو گروه شدن كانديدا بود كه اين نكته بحث هاي ضد و نقيضي عليه مدير و مدرسه و به صورت مخالفت با خود كانديدا منجرب شد و اما بحث اصلي سر جوانه هاي انتظار بود كه با بحث هاي تند شروع شد و ديگه تموم نشد!!!؟ زنگ اول بچه ها كه خورد و بچه ها با حنجره اي داغون به حيات اومدن(بس كه داد زدن) اميدوارم كه اين كانديدا بتونن براي جوانه هاي انتظار كاري بكنن اما چيزي كه خيلي با حال و جالب بود بچه ها هيچ ترسي از حرفي كه مي زدن نداشتن و اين مي تونه خيلي خوب باشه كه مشكلات به طور كامل مطرح بشه . "به اميد آينده ي بهت براي مدرسه"البته ما هم آتيش بيار معركه بوديم!؟ فكر كنم تنها خاصيت شورا همون تعطيل شدن زنگ اول بود.اميدوارم اين طور نشه.
نوشته شده توسط حامد
| ۳ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۰۶:۰۷
| آرشيو نظرات (9)