|
شعر طنز و خنده دار : نبــــــــــــرد رســـــــتـــــم و جـــــــومــــــــونگ(خيلي باحاله)
كنون رزم جومونگ و رستم شنو، دگرها شنيدستي اين هم شنو به رستم چنين گفت اون جومونگ! ندارم ز امثال تو هيچ باك رستم انگار بهش برخورد، يهو قاطي كرد و گفت: منم مرد مردان ايران زمين جومونگ چشماشو اونطوري گشاد كرد و گفت: تو را هيچ كس بين ايرانيان در اينحال رستم پهلوان، لوتي نباخت و شروع به رجز خواني كرد: چنين گفت رستم به اين مرد جنگ بعد از رجز خواني رستم پهلوان، جومونگ از پشت تپه اي كه آنجا پنهان شده بود آمد: جومونگ آمد از پشت تل سياه و بعد از حرفهاي جومونگ درد دل رستم آغاز گرديد: و اين شد كه رستم سخن تازه كرد و اينچنين شد كه دو پهلوان همديگر را در آغوش گرفتند و بر حال خود گريه سر دادند: بگذار تا بگرييم چون ابر در بهــــــاران منبع: http://www.ax20.org/post/886 ادامه مطلب طنز اجتماعي
تصور كن! اعتياد اينترنتي مثل اعتياد به مواد مخدر جرم محسوب شود: ![]() ![]() منبع: http://www.parsibash.ir/index.php?do=cat&category=tanz-mataleb ادامه مطلب سوال دختر كوچولو The little girl"s question (با ترجمه انگليسي) ( جالب طنز)
سوال دختر كوچولو The little girl"s question
دختر كوچولويي از پدرش سوال كرد"چطور نژاد انسانها بوجود آمد؟" پدر جواب داد"خدا آدم و حوا را خلق كرد, آنها بچه آوردند سپس همه نوع بشر بوجود آمدند" دو روز بعد دختره همون سوال را از مادرش پرسيد . مادر جواب داد "سالها پيش ميمونها وجود داشتنداز اونها هم نژاد انسانها بوجود اومد." دختر گيج شده به طرف پدرش برگشت و پرسيد"پدر چطور اين ممكنه كه شما به من گفتين نژاد انسانها را خدا خلق كرده است و مامان گفت آنها تكامل يافته از ميمونها هستند؟" پدر جواب داد " خوب عزيزم خيلي ساده است .من در مورد فاميلهاي خودم گفته ام و مادرت در مورد فاميلهاي خودش!!"
The Father answered "God made Adam and Eve; they had children; and so all mankind was made" Two days later the girl asked her mother the same question. The mother answered The confused girl went back to her father and said " Daddy, how is it possible that you told me human race was created God and Mommy said they developed from monkeys?" The father answered "Well, Dear, it is very simple. I told you about my side of the family and your mother told you about her." ادامه مطلب حافظ قلابي
![]() نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس گفتم: سلام حافظ
گفتا : عليك جانم گفتم: كجا روي؟ گفت والله خود ندانم گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي گفتم: چگونه اي؟ گفت: در بند بي خيالي گفتم كه تازه تازه شعر و غزل چه داري؟ گفتا كه مي سرايم شعر سپيدباري گفتم: ز دولت عشق، گفتا: كودتا شد گفتم: رقيب، گفتا: كله پا شد گفتم: كجاست ليلي؟ مشغول دلربايي؟ گفتا: شده ستاره در فيلم سينمايي گفتم: بگو، ز خالش، آن خال آتش افروز؟ گفتا: عمل نموده، ديروز يا پريروز گفتم: بگو ز مويش، گفتا كه مش نموده گفتم: بگو، ز يارش، گفتا ولش نموده گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟ گفتا: شديد گشته معتاد گرد و افيون گفتم: كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟ گفتا: خريده قسطي تلويزيون به جايش گفتم: بگو، ز ساقي حالا شده چه كاره؟ گفتا: شدست منشي در دفتر اداره گفتم: بگو؛ ز زاهد آن رهنماي منزل گفتا: كه دست خود را بردار از سر دل گفتم: ز ساربان گو با كاروان غم ها گفتا: آژانس دارد با تور دور دنيا گفتم: بگو، ز محمل يا از كجاوه يادي گفتا: پژو، دوو، بنز يا گلف نوك مدادي گفتم كه قاصدت كو آن باد صبح شرقي گفتا كه جاي خود را داده به فاكس برقي گفتم: بيا ز هدهد جوييم راه چاره گفتا: به جاي هدهد ديش است و ماهواره گفتم: سلام ما را باد صبا كجا برد؟ گفتا: به پست داده، آورد يا نياورد؟ گفتم: بگو ز مُشكٍ آهوي دشتِ زنگي گفتم: سراغ داري ميخانه اي حسابي؟ گفتا: آنچه بود از دَم گشته چلو كبابي گفتم: بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان گفتا: نمي هراسي از چوب پاسبانان؟ گفتم شراب نابي تو دست و پا نداري؟ گفتا كه جاش دارم وافور با نگاري گفتم: بلند بوده موي تو آن زمان ها گفتا : به حبس بودم اَز ته زدند آن ها گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتي؟ گفتا: نديده بودم هالو به اين خرفتي ادامه مطلب طول زندگي
شش سال اوّل زندگي:
• گريه نكن • شيطوني نكن • دست تو دماغت نكن • تو شلوارت پيپي نكن • مامانت رو اذيّت نكن • روي ديوار نقاشي نكن • انگشتت رو تو پريز برق نكن • دمپايي بابا رو پات نكن • به خورشيد نگاه نكن • شبها تو جات جيش نكن • تو كمد مامان فضولي نكن • با اون پسر بيتربيته بازي نكن • اسباببازيها رو تو دهنت نكن • زير دامن شمسي خانوم رو نگاه نكن • دماغت رو تو لوله جاروبرقي نكن ۲- دوره ي دبستان: • موقع رفتن به مدرسه دير نكن • پات رو تو جاميزي نكن • ورقهاي دفترت رو پاره نكن • مدادت رو تو دهنت نكن • به دخترهاي مدرسه بغلي نگاه نكن • تخته پاككن رو خيس نكن • حياط مدرسه رو كثيف نكن • با دخترها شمسي خانوم ((دكتربازي)) نكن • دست تو كيف بغل دستيت نكن • تختهسياه رو خطخطي نكن • گچ رو پرت نكن • تو راهرو سرو صدا نكن
ادامه مطلب ماست بخوريد ملتهب نباشيد . . .
اما ميما توصيه ميكند كه شما دوستان عزيز در اين شرايط نسبتاً گرم، اگر به فكر صلاح خود هستيد سياست را رها كرده و به دنبال ماست برويد. اين هم به صلاح شما خواهد بود و هم به صلاح آنها. آنچه پس از اين حوادث ارزشمند است، ماست است و بس. بنده پندي كه گرفتم اين است كه اگر كنترل ماست بندها و ماست فروش هاي يك مملكت را به دست بگيرم ميتوانم هر انچه كه خواستم بكنم بدون نياز به پاسخگويي. البته شايد برخي دوستان با خواص ماست آشنايي زيادي نداشته باشند. خواص ماست:
به اين منظور كليه دوستان را به صرف تليت (Telit) ماست و خيار + انگور، دعوت ميكنم، تا اين التهابات سياسي هر چه زودتر فروكش شود. از منظر سياسي نيز، كليه مسائل به سرعت نور در حال ماست مالي شدن هستند، هر چند اين آقاي دكتر سر سازش نداره با برخي از افراد اما به هر حال كليه نظام جمهوري اسلامي چه بخش مقدس اون و چه بخش هاي غير مقدسش در تلاش براي پياده سازي پروژه هستند. لطفاً در نظرات خود از تبليغ شركت هاي فرآورده هاي دامي كه محصول ماست را نيز توليد ميكنند خود داري فرمائيد. ادامه مطلب |
|




